خرمشهر آزادیش را در فتح المبین انتظار میکشید. محمد جواد شب ها قرائت قرآن یاد میداد. مجتبی خالصانه خودروهای رزمندگان اسلام را تعمیر میکرد. وانت پیکان قرمز رنگی که در مهندسی قرارگاه کربلا متقاضی نداشت، تدارک سنگرسازان بی سنگر را انجام داد. در شروع عملیات فرمانده تیر خورد. خودش را پانسمان کرد و عملیات را ادامه داد. محمد جواد شهید شد. فرزند عاقل مرد شهید شد. مجتبی شهید شد. حسین و علی و محمود مجروح شدند. مقرر بود بمانند تا در خرمشهر ادای تکلیف کنند. جاویدالاثر احمد پورمیدانی با لودر کاوازاکی ۷۰ میآمد تا شاهد آزادی خرمشهر باشد و در عملیات بدر به شهادت برسد.
